هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، به ستایش معشوق و توصیف زیباییهای او پرداخته است. او از جان خود میگذرد و آرامش خود را در نگاه و رفتار معشوق مییابد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند سرو، زلف شبرنگ و مشک ختن، زیبایی معشوق را به تصویر میکشد و خود را تسلیم او میکند.
رده سنی:
15+
این متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۲۰۵ - گشتم از جان بنده بالای تو
گشتم از جان بنده بالای تو
سر فدای روی شهر آرای تو ۱
چون ز من بر بود آرام و قرار
جان به شوخی غمزه ی شهلای تو ۲
سرو جان بگذر زمانی سوی ما
تا بمالم روی را در پای تو ۳
زلفت شبرنگت به روی آشفته کن
تا شود مشک ختن لالای تو ۴
سرو اگر در باغ بیند قامتت
از قد افتد بی شک از بالای تو ۵
ای دو چشم من تو می دانی ز چشم
برد خوابم نرگس رعنای تو ۶
گر به جانم می کنی حکمت روان
نیست رایی در جهان جز رای تو ۷
سر فدای روی شهر آرای تو ۱
چون ز من بر بود آرام و قرار
جان به شوخی غمزه ی شهلای تو ۲
سرو جان بگذر زمانی سوی ما
تا بمالم روی را در پای تو ۳
زلفت شبرنگت به روی آشفته کن
تا شود مشک ختن لالای تو ۴
سرو اگر در باغ بیند قامتت
از قد افتد بی شک از بالای تو ۵
ای دو چشم من تو می دانی ز چشم
برد خوابم نرگس رعنای تو ۶
گر به جانم می کنی حکمت روان
نیست رایی در جهان جز رای تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰۴ - ای دل به درد عشق ندارم دوای تو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰۶ - جانم به لب رسید ز جور و جفای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.