هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از جفاهای معشوق و وفاداری خود میگوید و بیان میکند که با وجود همه سختیها، هنوز به عشق و بوی زلف معشوق دل بسته است. همچنین از حسودان و رفتارهای ناخوشایند معشوق شکایت میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عاشقانه و استفاده از اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از مضامین مانند جفا و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۱۱ - بردی دل من به چشم و ابرو
بردی دل من به چشم و ابرو
خون کرده ز دیده ایم در جو ۱
بردیم جفا بسی ز دستت
ای مونس جان به قول بدگو ۲
کردیم وفا به هرچه گفتیم
جز جور نکرد آن جفا جو ۳
بی دوست نکرد دیده ی من
ای جان جهان نظر بهر سو ۴
من بنده باد صبحگاهم
تا از سر زلف عنبرین بو ۵
بویی به مشام ما رساند
تا جان بدهم برای آن بو ۶
بر رغم حسود کور دیده
گفتم بکنیم روی در رو ۷
نشیند و ز ما عنان بپیچید
فریاد ز آن نگار بدخو ۸
خون کرده ز دیده ایم در جو ۱
بردیم جفا بسی ز دستت
ای مونس جان به قول بدگو ۲
کردیم وفا به هرچه گفتیم
جز جور نکرد آن جفا جو ۳
بی دوست نکرد دیده ی من
ای جان جهان نظر بهر سو ۴
من بنده باد صبحگاهم
تا از سر زلف عنبرین بو ۵
بویی به مشام ما رساند
تا جان بدهم برای آن بو ۶
بر رغم حسود کور دیده
گفتم بکنیم روی در رو ۷
نشیند و ز ما عنان بپیچید
فریاد ز آن نگار بدخو ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱۰ - باد صبا جان می دهد در آرزوی روی تو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱۲ - من ندیدم ای دل سرگشته جز بیداد ازو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.