هوش مصنوعی:
شاعر از روزگار سخت و ناعادلانه شکایت میکند و از جفاهای دل و دیده و چرخ بیقانون مینالد. او از رنجهای عشق و دوری از معشوق سخن میگوید و آرزوی دیدار جمال یار را دارد. همچنین، اشاره میکند که همه به دنبال جمال معشوق هستند و از بلاهایی که بر دل او وارد شده، گله میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفای روزگار و رنج عشق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۲۴۲ - آه از این روزگار گردیده
آه از این روزگار گردیده
آه از این کار ناپسندیده ۱
جان رسیدم به لب بگو چه کنم
از جفای تو ای دل و دیده ۲
از جفاهای چرخ بی قانون
خون فشانیم دایم از دیده ۳
ای بسا خار کز غمت خوردیم
یک گل از باغ وصل ناچیده ۴
من ز وصف جمال او گشتم
عاشق روی دوست نادیده ۵
همه چشمی جمال تو طلبند
خوش بود مردم جهان دیده ۶
هیچ دانی بتا که آن بالا
بر دل ما بلاست از دیده ۷
آه از این کار ناپسندیده ۱
جان رسیدم به لب بگو چه کنم
از جفای تو ای دل و دیده ۲
از جفاهای چرخ بی قانون
خون فشانیم دایم از دیده ۳
ای بسا خار کز غمت خوردیم
یک گل از باغ وصل ناچیده ۴
من ز وصف جمال او گشتم
عاشق روی دوست نادیده ۵
همه چشمی جمال تو طلبند
خوش بود مردم جهان دیده ۶
هیچ دانی بتا که آن بالا
بر دل ما بلاست از دیده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۴۱ - ای خیال رخ تو در دیده
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴۳ - دل من از غم تو گرد جهان گردیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.