هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق میگوید و از غم و اندوهی که در دل دارد سخن میراند. او از یار سنگدل خود شکایت میکند که با وجود زیبایی و مهربانیاش، هرگز به دلشدهاش توجهی نکرده است. شاعر با تصاویری مانند سیل خون از چشمانش و سرو ایستاده در کنار جوی آب، عمق غم و ناامیدی خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که با درد و رنج همراه است و درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۲۵۳ - تا کی دلا به دام غمش اوفتاده ای
تا کی دلا به دام غمش اوفتاده ای
صد داغش از فراق به جانم نهاده ای ۱
تا چند جان به زلف دلاویز بسته ای
تا سیل خون ز دیده روانم گشاده ای ۲
ای ماه مهربان چو سر زلف خویشتن
بردی ز دست ما دل و بر باد داده ای ۳
چون سرو ایستاده ای به لب جوی در چمن
هرگز ز لب تو کام دل ما نداده ای ۴
کی بر منت نظر بود ای یار سنگ دل
مغرور حسن خویشتن و مست باده ای ۵
ما در غمت نشسته به خاک رهیم و تو
مانند سرو بر لب جو ایستاده ای ۶
ای اشک تا به چند بیفتی به خاک راه
گویند در جهان که تو معروف زاده ای ۷
صد داغش از فراق به جانم نهاده ای ۱
تا چند جان به زلف دلاویز بسته ای
تا سیل خون ز دیده روانم گشاده ای ۲
ای ماه مهربان چو سر زلف خویشتن
بردی ز دست ما دل و بر باد داده ای ۳
چون سرو ایستاده ای به لب جوی در چمن
هرگز ز لب تو کام دل ما نداده ای ۴
کی بر منت نظر بود ای یار سنگ دل
مغرور حسن خویشتن و مست باده ای ۵
ما در غمت نشسته به خاک رهیم و تو
مانند سرو بر لب جو ایستاده ای ۶
ای اشک تا به چند بیفتی به خاک راه
گویند در جهان که تو معروف زاده ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵۲ - یکباره عهد یار فراموش کرده ای
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵۴ - جانا چه کرده ایم که از ما بریده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.