هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از حسرت و جستجوی عشق، درد فراق، و توصیف زیبایی معشوق سخن میگوید. شاعر از باد صبا میخواهد که بوی زلف معشوق را بیاورد و از دلهایی که مانند گوی در میدان جفا بازی میشوند، شکایت میکند. همچنین، او از شادی دشمنان و غم دوستان در فراق یار میگوید و در پایان، از قصه درد جهان با جزئیات یاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند درد فراق و جفا نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.
شماره ۱۲۵۵ - عاشقانت را دگر در جست و جو آورده ای
عاشقانت را دگر در جست و جو آورده ای
طالبان وصل را در گفت و گو آورده ای ۱
نکهت عنبر همی یابد دماغ جان مگر
ای صبا از زلف دلدارم تو بو آورده ای ۲
تار زلفت ساختی چوگان به میدان جفا
بی دلان را دل به نزد خود چو گوی آورده ای ۳
هرکسی دارند عشق چشمه نوشت ولی
بادپیمایان چو خاک ره به کوی آورده ای ۴
من چنین محروم و محزون در فراق یار و تو
ای دل آخر با نگارم رو به روی آورده ای ۵
دشمنانم را به هجرم شاد و خرّم کرده ای
دوستانت را ز دیده خون به جوی آورده ای ۶
چون نسیم صبحدم آمد ز کویش گفتمش
قصّه درد جهان را مو به مو آورده ای ۷
طالبان وصل را در گفت و گو آورده ای ۱
نکهت عنبر همی یابد دماغ جان مگر
ای صبا از زلف دلدارم تو بو آورده ای ۲
تار زلفت ساختی چوگان به میدان جفا
بی دلان را دل به نزد خود چو گوی آورده ای ۳
هرکسی دارند عشق چشمه نوشت ولی
بادپیمایان چو خاک ره به کوی آورده ای ۴
من چنین محروم و محزون در فراق یار و تو
ای دل آخر با نگارم رو به روی آورده ای ۵
دشمنانم را به هجرم شاد و خرّم کرده ای
دوستانت را ز دیده خون به جوی آورده ای ۶
چون نسیم صبحدم آمد ز کویش گفتمش
قصّه درد جهان را مو به مو آورده ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵۴ - جانا چه کرده ایم که از ما بریده ای
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵۶ - از جان وصل خویش فرستم نواله ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.