هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و هجران سخن میگوید و درد دوری از معشوق را بیان میکند. او از تاریکی شب هجران مینالد و به امید دیدار دوباره معشوق، روزی روشن را آرزو میکند. شاعر با تصاویر شعری مانند آتش هجران و دیدههای اشکبار، عمق رنج خود را نشان میدهد و در پایان، از معشوق میخواهد که با وصال خود، این درد را تسکین دهد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
شماره ۱۲۶۱ - گرفت از رشک رویت ماه تابی
گرفت از رشک رویت ماه تابی
که چون رویت نباشد ماهتابی ۱
به ظلمات شب هجران اسیرم
مگر روزی برآید آفتابی ۲
در این آتش که من بودم ز هجران
نزد بر روی من جز دیده آبی ۳
به امید خیال روی خوبت
به جان تو که مشتاقم به خوابی ۴
دلم بر آتش هجرت کبابست
ز وصلت شکّری ده یا کبابی ۵
ندارم چاره ای با چشم مستش
ز عشقش می کشم هر دم عذابی ۶
که چون رویت نباشد ماهتابی ۱
به ظلمات شب هجران اسیرم
مگر روزی برآید آفتابی ۲
در این آتش که من بودم ز هجران
نزد بر روی من جز دیده آبی ۳
به امید خیال روی خوبت
به جان تو که مشتاقم به خوابی ۴
دلم بر آتش هجرت کبابست
ز وصلت شکّری ده یا کبابی ۵
ندارم چاره ای با چشم مستش
ز عشقش می کشم هر دم عذابی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶۰ - تو که خورشید جهانی به جهان می تابی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶۲ - دلا این عشق بازی تا به کی بی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.