هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد عشق، فراق و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند. او از غم و اندوه خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند. شاعر همچنین از گذر عمر و غفلت از زمان ابراز نگرانی می‌کند و امیدوار است که با فیض الهی به آرامش برسد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم و فراق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۲۶۰ - تو که خورشید جهانی به جهان می تابی

تو که خورشید جهانی به جهان می تابی
از چه رو با من بیچاره چنین در تابی ۱

آخر ای جان چه سبب همچو سر زلف بتان
با من دلشده دایم تو چنین برتابی ۲

آخر ای دیده مهجور ستم دیده چرا
........................................... ابی ۳

من به حسرت نگران تو و مردم گویند
بر لب دجله و مشتاق چرا بر آبی ۴

مرغ عشق تو به اشکم همه شب غوطه زند
گر جهان آب بگیرد چه غمش مرغابی ۵

هیچ دانی تو که خون خورده ای از دیده ی ما
ای سهی سرو از آن روی چنین سیرابی ۶

گفتم ای دل برو و گوشه درویشی گیر
تا به کی رشته امّید وصالش بافی ۷

او ندارد سر ما چند نشینی بر خاک
ز آتش عشق بگو تا به کی این بی آبی ۸

چون که شد در سر غفلت نفس ای عمر عزیز
هیچ روزی دگرت نیست مگر دریابی ۹

هیچ دانی که مرا قافله ی عمر گذشت
همچنان از سر غفلت تو چنین در خوابی ۱۰

مگر از فیض الهی برسد کام جهان
ورنه ای دل تو به بحر غم بی پایابی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۵۹ - بیا که بی تو ندارد دل من اسبابی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶۱ - گرفت از رشک رویت ماه تابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.