هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر عشق و شیفتگی خود را به معشوق بیان میکند. او از زیباییهای ظاهری و معنوی معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که تمام جهان و هر آنچه در آن است در برابر عشق و جمال معشوق ناچیز است. شاعر از موی، ابرو، چشمها و دیگر ویژگیهای معشوق به عنوان نمادهایی از زیبایی و جذابیت استفاده میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی داشته باشد.
غزل ۴۱۵ - آفتاب عاشقان روی تو بس
آفتاب عاشقان روی تو بس
قبلهٔ سرگشتگان کوی تو بس ۱
ترکتاز هر دو عالم را به حکم
یک گره از زلف هندوی تو بس ۲
آب حیوان را برای قوت جان
یک شکر از درج لولوی تو بس ۳
جملهٔ عشاق را سرمایهها
طاق آوردن ز ابروی تو بس ۴
صد سپاه عقل پیش اندیش را
یک خدنگ از جزع جادوی تو بس ۵
شیرمردان را شکار آموختن
از خیال چشم آهوی تو بس ۶
آنکه او بر باد خواهد داد دل
یک وزیدن بادش از سوی تو بس ۷
در ره تاریک زلفت عقل را
روشنی یک ذره از روی تو بس ۸
درگذشتم از سر هر دو جهان
زانکه ما را یک سر موی تو بس ۹
گر ز عطارت بدی دیدی بپوش
عذر خواهش روی نیکوی تو بس ۱۰
قبلهٔ سرگشتگان کوی تو بس ۱
ترکتاز هر دو عالم را به حکم
یک گره از زلف هندوی تو بس ۲
آب حیوان را برای قوت جان
یک شکر از درج لولوی تو بس ۳
جملهٔ عشاق را سرمایهها
طاق آوردن ز ابروی تو بس ۴
صد سپاه عقل پیش اندیش را
یک خدنگ از جزع جادوی تو بس ۵
شیرمردان را شکار آموختن
از خیال چشم آهوی تو بس ۶
آنکه او بر باد خواهد داد دل
یک وزیدن بادش از سوی تو بس ۷
در ره تاریک زلفت عقل را
روشنی یک ذره از روی تو بس ۸
درگذشتم از سر هر دو جهان
زانکه ما را یک سر موی تو بس ۹
گر ز عطارت بدی دیدی بپوش
عذر خواهش روی نیکوی تو بس ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۴ - چند جویی در جهان یاری ز کس
گوهر بعدی:غزل ۴۱۶ - در عشق روی او ز حدوث و قدم مپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.