هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد فراق و عشق به معشوق سخن می‌گوید. او از نگاه مهربان معشوق و رعایت حالش می‌خواهد و بیان می‌کند که عمری است چشم به راه اوست. شاعر از بی‌توجهی معشوق گلایه دارد و می‌گوید دلش به سخت‌دلی معشوق نفوذ نکرده است. او عشق را فراتر از عقل می‌داند و از معشوق می‌خواهد که به سخنان بدگویان توجه نکند. شاعر با وجود بی‌گناهی، حاضر به فداکاری است و از معشوق می‌خواهد که به او پناه دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۲۶۹ - دارم به لطف عام تو چشم عنایتی

دارم به لطف عام تو چشم عنایتی
بنگر به حال زارم و فرما رعایتی ۱

عمریست تا دو چشم امیدم به راه تست
تا بشنوی به گوش خود از من حکایتی ۲

درد فراق را چه دهم شرح در غمت
گویی که از عذاب جحیمست آیتی ۳

گویند دل به دل رود ای دوست چون بریم
آخر نکرد در دل سختت سرایتی ۴

گفتم مگر به عقل کناره کنم ز عشق
با عشق دوست عقل ندارد کفایتی ۵

جانا تو قول دشمن بدگو مکن قبول
گر کرده اند از من مسکین روایتی ۶

جرمی نکرده ایم ولی با وجود آن
جان می دهیم قبول کنی ار حمایتی ۷

بازآ که دیده در غم هجرت به جان رسید
مشتاق روی تست دل من به غایتی ۸

کز سر خبر ندارد و از جان شده ملول
آری مگر ز غیب ببخشد هدایتی ۹

ملک دلم خراب شد از ماجرای غم
سلطان عشق دوست برافراخت رایتی ۱۰

ما را پناه بر در تست ای جهان پناه
فرما نظر به حالم و می کن حمایتی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۶۸ - ای مسلمانان خدا را همّتی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷۰ - گفتم ز جور دوست بگویم حکایتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.