هوش مصنوعی:
شاعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن شکایت میکند. او از معشوق میخواهد که به این وضعیت پایان دهد، زیرا با وجود عشق و فداکاریهایش، تنها خارهای ناامیدی نصیبش شده است. شاعر احساس میکند که معشوق او را تحقیر کرده و به او بیاعتنایی کرده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و روانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۸۵ - مگر با ما سر یاری نداری
مگر با ما سر یاری نداری
بگو تا کی کشم این بردباری ۱
ز من دل بستدی کردی مرا خوار
چنین باشد نگارا شرط یاری ۲
عزیز من عزیزم داشت دایم
تحمّل چون کنم زین بیش خواری ۳
دلم بردی و کردی قصد جانم
نباشد این طریق دوستداری ۴
چو سلطانان که در صحرا بتازند
فرس را در پی شیر شکاری ۵
بیفکندی و بر فتراک بستی
دلم را و مرا کشتی به زاری ۶
به آب دیده پروردم گلی را
که کرد اندر جهان این بردباری ۷
کنون زان گل نصیبم نیست جز خار
نگویی آخر ای دل در چه کاری ۸
بگو تا کی کشم این بردباری ۱
ز من دل بستدی کردی مرا خوار
چنین باشد نگارا شرط یاری ۲
عزیز من عزیزم داشت دایم
تحمّل چون کنم زین بیش خواری ۳
دلم بردی و کردی قصد جانم
نباشد این طریق دوستداری ۴
چو سلطانان که در صحرا بتازند
فرس را در پی شیر شکاری ۵
بیفکندی و بر فتراک بستی
دلم را و مرا کشتی به زاری ۶
به آب دیده پروردم گلی را
که کرد اندر جهان این بردباری ۷
کنون زان گل نصیبم نیست جز خار
نگویی آخر ای دل در چه کاری ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸۴ - به حکم آنکه مرا نیست در جهان یاری
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸۶ - ای که ز دولت و اقبال تو برخورداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.