هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان درد و رنج فراق از معشوق میپردازد و از نسیم و بوی زلف معشوق به عنوان درمان دردهای خود یاد میکند. او از طبیبان ناامید شده و تنها شفا را در نزد معشوق میداند. شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند و از حال پریشانش باخبر شود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۲۹۴ - صبا بازآ که درمانم تو داری
صبا بازآ که درمانم تو داری
نسیم زلف جانانم تو داری ۱
منم رنجور و مهجور از فراقت
دوای این دل و جانم تو داری ۲
طبیبان از علاجم خسته گشتند
شفای درد من دانم تو داری ۳
بیاور بوی زلفت تا شوم خوش
که در هجران پریشانم تو داری ۴
بگویش از من مسکین خدا را
منم سرگشته سامانم تو داری ۵
نگویی ای بت دلخواه تا کی
چنین بی هوش و حیرانم تو داری ۶
نسیم زلف جانانم تو داری ۱
منم رنجور و مهجور از فراقت
دوای این دل و جانم تو داری ۲
طبیبان از علاجم خسته گشتند
شفای درد من دانم تو داری ۳
بیاور بوی زلفت تا شوم خوش
که در هجران پریشانم تو داری ۴
بگویش از من مسکین خدا را
منم سرگشته سامانم تو داری ۵
نگویی ای بت دلخواه تا کی
چنین بی هوش و حیرانم تو داری ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹۳ - دلم ببردی و دانم که قصد جان داری
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹۵ - چون چشم بد از روی خودم دور چه داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.