هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق یار خود میگوید و درد دوری و جفای معشوق را بیان میکند. او از آتش عشق و بیقراری دلش سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به حالش رحم کند و از جفا دست بردارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل احساسات و مضامین عرفانی و عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۹۹ - گرم بودی به وصلت اختیاری
گرم بودی به وصلت اختیاری
نبودی بر دلم از هجر باری ۱
دلم بر آتش رخسارت ای جان
چو زلف تو نمی گیرد قراری ۲
نه یاری داد بختم در فراقت
که تا گردم به وصلت بختیاری ۳
چو باری بر نگیری از دل من
نظر کن بر من دلخسته باری ۴
جفا چندین مکن بر حال زارم
ببخشا بر دل زاری نزاری ۵
ربود از من به دستان دل نگارم
ندیده کس بدین دستان نگاری ۶
نپرسی از من دلخسته دانم
جهان را نیست پیشت اعتباری ۷
نبودی بر دلم از هجر باری ۱
دلم بر آتش رخسارت ای جان
چو زلف تو نمی گیرد قراری ۲
نه یاری داد بختم در فراقت
که تا گردم به وصلت بختیاری ۳
چو باری بر نگیری از دل من
نظر کن بر من دلخسته باری ۴
جفا چندین مکن بر حال زارم
ببخشا بر دل زاری نزاری ۵
ربود از من به دستان دل نگارم
ندیده کس بدین دستان نگاری ۶
نپرسی از من دلخسته دانم
جهان را نیست پیشت اعتباری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹۸ - نگارا رسم دلداری نداری
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰۰ - دلا تا کی چنین در زیر باری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.