هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و هجران میگوید و از معشوق میخواهد که به درد عاشقان رسیدگی کند. او زیبایی و بلندپروازی معشوق را میستاید و از درد هجران شکایت میکند. شاعر عشق را حقیقی و فراتر از عشقهای مجازی میداند و از معشوق میخواهد که درمان درد او باشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۱۳۱۴ - سهی سروا چرا با ما نسازی
سهی سروا چرا با ما نسازی
به خون ما بگو تا چند بازی ۱
نیاز عاشقان بشنو خدا را
که بازی نیست کار عشق بازی ۲
بنازم پیش قدّت ای دلارام
اگرچه از چو من صد بی نیازی ۳
تو را زیبد به باغ ای سرو آزاد
اگر دعوی کنی در سرفرازی ۴
تو اندر بوته هجران به زاری
بگو قلب مرا تا کی گدازی ۵
هوای کوی عشقت بس بلندست
ز گنجشکی نیاید شاهبازی ۶
شدم بیچاره در هجران چه باشد
به وصل ار چاره کارم بسازی ۷
طبیب ما ز لطف بی دریغت
چرا درد مرا درمان نسازی ۸
به محراب دو ابرویت که داریم
ز دیده جامه ی جان را نمازی ۹
حقیقت شد جهان را درد عشقت
نه چون بلبل به گل عشق مجازی ۱۰
به خون ما بگو تا چند بازی ۱
نیاز عاشقان بشنو خدا را
که بازی نیست کار عشق بازی ۲
بنازم پیش قدّت ای دلارام
اگرچه از چو من صد بی نیازی ۳
تو را زیبد به باغ ای سرو آزاد
اگر دعوی کنی در سرفرازی ۴
تو اندر بوته هجران به زاری
بگو قلب مرا تا کی گدازی ۵
هوای کوی عشقت بس بلندست
ز گنجشکی نیاید شاهبازی ۶
شدم بیچاره در هجران چه باشد
به وصل ار چاره کارم بسازی ۷
طبیب ما ز لطف بی دریغت
چرا درد مرا درمان نسازی ۸
به محراب دو ابرویت که داریم
ز دیده جامه ی جان را نمازی ۹
حقیقت شد جهان را درد عشقت
نه چون بلبل به گل عشق مجازی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۳ - دل برده ای از دست من ای کان لطف و دلبری
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۵ - بس دولت فیروزست در پای تو سربازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.