هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از عشق و هجران معشوق میگوید و درد فراق را بیان میکند. او از زیباییهای معشوق مانند رویش، قامتش و ابروانش سخن میگوید و آرزوی وصال دارد. همچنین، از حسرت و ملال هجران مینالد و امید به درمان دردها دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیدهتر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۳۳۸ - در دیده ام نیامد جز روی تو خیالی
در دیده ام نیامد جز روی تو خیالی
جز قامتش نیامد در چشم ما نهالی ۱
هجران به جانم آورد بر حال من ببخشای
جانم به طاقت آمد در حسرت وصالی ۲
در حسرتم که روزی در خاک پات غلطم
ای آب زندگانی گر افتدت مجالی ۳
چون چنگم ار نوازی از وصل خویش یک شب
یابند دشمنانت چون عود گوشمالی ۴
حیران آن دو ابرو پیوسته من ز جانم
سرگشته در شب [تار] از جتسن هلالی ۵
هر درد را زوالی باشد به روز درمان
آخر چرا ندارد هجران تو زوالی ۶
سرو بلند بی تو ذوقی چنان ندارد
دارد قدت نگارا از لطف اعتدالی ۷
خواهم که همچو دامن افتم به پات لیکن
ترسم ز من نشیند بر خاطرت ملالی ۸
عمری که در جهانم سرگشته همچو پرگار
چشمم ندیده باری چون روی تو جمالی ۹
جز قامتش نیامد در چشم ما نهالی ۱
هجران به جانم آورد بر حال من ببخشای
جانم به طاقت آمد در حسرت وصالی ۲
در حسرتم که روزی در خاک پات غلطم
ای آب زندگانی گر افتدت مجالی ۳
چون چنگم ار نوازی از وصل خویش یک شب
یابند دشمنانت چون عود گوشمالی ۴
حیران آن دو ابرو پیوسته من ز جانم
سرگشته در شب [تار] از جتسن هلالی ۵
هر درد را زوالی باشد به روز درمان
آخر چرا ندارد هجران تو زوالی ۶
سرو بلند بی تو ذوقی چنان ندارد
دارد قدت نگارا از لطف اعتدالی ۷
خواهم که همچو دامن افتم به پات لیکن
ترسم ز من نشیند بر خاطرت ملالی ۸
عمری که در جهانم سرگشته همچو پرگار
چشمم ندیده باری چون روی تو جمالی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳۷ - دلا تا کی به درد عشق نالی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳۹ - مرا خود نباشد به عالم دلی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.