هوش مصنوعی:
شاعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید و از معشوق میخواهد که با لطف و محبت خود، او را از این غم نجات دهد. او خود را بندهای وفادار میداند و از معشوق درخواست بخشش و مهربانی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۳۶۵ - بده ساقی تو جام ارغوانی
بده ساقی تو جام ارغوانی
ز دست غم مگر بازم رهانی ۱
تن مسکین من از درد عشقت
گرفته چون دو چشمت ناتوانی ۲
به هرزه در سر کار تو کردم
من خسته جگر جان و جوانی ۳
به لعل دلکشش گفتم خدا را
بیا بوسی بده تا جان ستانی ۴
روان پیش من آ ای سرو آزاد
که جانم را دل و تن را روانی ۵
به الطاف عمیمت ای دلارام
چه باشد گر ز هجرم وارهانی ۶
چو من از بندگانت بنده ای ام
کرم کن چون تو سلطان جهانی ۷
ز دست غم مگر بازم رهانی ۱
تن مسکین من از درد عشقت
گرفته چون دو چشمت ناتوانی ۲
به هرزه در سر کار تو کردم
من خسته جگر جان و جوانی ۳
به لعل دلکشش گفتم خدا را
بیا بوسی بده تا جان ستانی ۴
روان پیش من آ ای سرو آزاد
که جانم را دل و تن را روانی ۵
به الطاف عمیمت ای دلارام
چه باشد گر ز هجرم وارهانی ۶
چو من از بندگانت بنده ای ام
کرم کن چون تو سلطان جهانی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۶۴ - تو جام جهان نمای جانی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶۶ - صبا حال دلم را نیک دانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.