هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و امید به وصال معشوق سخن میگوید و از درد هجران و انتظار مینالد. او از معشوق میخواهد که به او نظر کند و وعدههایش را وفا نماید تا درد دل عاشقان را درمان کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و کهن ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۳۶۸ - جانا چه باشد ار نظری سوی ما کنی
جانا چه باشد ار نظری سوی ما کنی
امّید خسته ای ز وصالت دوا کنی ۱
تا بر شب وصال تو امّید بسته ام
جانا تو میل هجر بگو تا چرا کنی ۲
هستی تو پادشاه ملاحت چه کم شود
از روی لطف گر نظری بر گدا کنی ۳
بسیار وعده ای به وفا کرده ای کنون
واجب بود که وعده خود را وفا کنی ۴
یک دم به وصل خویش دو دست دلم بگیر
کز پا درآمدیم تو تا کی جفا کنی ۵
جانا طبیب درد دل عاشقان تویی
از لعل لب مگر دل ما را دوا کنی ۶
امّید خسته ای ز وصالت دوا کنی ۱
تا بر شب وصال تو امّید بسته ام
جانا تو میل هجر بگو تا چرا کنی ۲
هستی تو پادشاه ملاحت چه کم شود
از روی لطف گر نظری بر گدا کنی ۳
بسیار وعده ای به وفا کرده ای کنون
واجب بود که وعده خود را وفا کنی ۴
یک دم به وصل خویش دو دست دلم بگیر
کز پا درآمدیم تو تا کی جفا کنی ۵
جانا طبیب درد دل عاشقان تویی
از لعل لب مگر دل ما را دوا کنی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۶۷ - جانا چه باشد ار دل ما را دوا کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶۹ - چو شود گر ز من ای جان دمکی یاد کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.