هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از بیوفایی و جدایی معشوق شکایت میکند و درد هجران و ناراحتی خود را بیان میدارد. او از معشوق میخواهد که به حالش رسیدگی کند و از رفتار بیگانهگونه و ناعادلانه او انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، درک کامل مفهوم هجران و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۳۷۸ - تا کی ای دلبر تو با ما بی وفایی می کنی
تا کی ای دلبر تو با ما بی وفایی می کنی
با وجود بی وفایی دلبریایی می کنی ۱
روشنای چشم مایی کی روا باشد چنین
کز من دلداده آهنگ جدایی می کنی ۲
حسبتاً لله به غور حال مسکینان برس
چون به دارالملک دلها پادشایی می کنی ۳
من به ظلمات شب هجران تو گشتم اسیر
شمع مایی جای دیگر روشنایی می کنی ۴
می کنی بیگانگی با ما چرا ای نازنین
هردمی با دشمنانم آشنایی می کنی ۵
ای دل آخر پادشاه جسم و جانی تا به کی
در سر کوی وصال او گدایی می کنی ۶
با وجود بی وفایی دلبریایی می کنی ۱
روشنای چشم مایی کی روا باشد چنین
کز من دلداده آهنگ جدایی می کنی ۲
حسبتاً لله به غور حال مسکینان برس
چون به دارالملک دلها پادشایی می کنی ۳
من به ظلمات شب هجران تو گشتم اسیر
شمع مایی جای دیگر روشنایی می کنی ۴
می کنی بیگانگی با ما چرا ای نازنین
هردمی با دشمنانم آشنایی می کنی ۵
ای دل آخر پادشاه جسم و جانی تا به کی
در سر کوی وصال او گدایی می کنی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷۷ - من دردمند چاره ی دردم چه می کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷۹ - جانا چه شد که بنده نوازی نمی کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.