هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلتنگی سخن میگوید و از معشوق خود میخواهد که از جفا دست بردارد و به او توجه کند. او احساس ضعف و ناتوانی در برابر عشق را بیان میکند و از رنجهای عاشقانه خود مینالد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین پیچیده باشد.
شماره ۱۳۷۹ - جانا چه شد که بنده نوازی نمی کنی
جانا چه شد که بنده نوازی نمی کنی
ترک جفا و قلب گدازی نمی کنی ۱
ای دل حقیقتیست مرا عشق آن نگار
ای تیره بخت ترک مجازی نمی کنی ۲
رو گوشه ای بگیر که اندر هوای عشق
گنجشگکی ضعیفی و بازی نمی کنی ۳
مسکین دلم تو جامه جان را به خون دل
شب نیست کز دو دیده نمازی نمی کنی ۴
بر تخت بخت عشق چو محمود غالبست
با ما بگو که از چه ایازی نمی کنی ۵
ترک جفا و قلب گدازی نمی کنی ۱
ای دل حقیقتیست مرا عشق آن نگار
ای تیره بخت ترک مجازی نمی کنی ۲
رو گوشه ای بگیر که اندر هوای عشق
گنجشگکی ضعیفی و بازی نمی کنی ۳
مسکین دلم تو جامه جان را به خون دل
شب نیست کز دو دیده نمازی نمی کنی ۴
بر تخت بخت عشق چو محمود غالبست
با ما بگو که از چه ایازی نمی کنی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷۸ - تا کی ای دلبر تو با ما بی وفایی می کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸۰ - بشست از دیده شرم و از حیا روی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.