هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از رنج‌ها و جفاهایی که از معشوق یا شخصی دیگر دیده است، شکایت می‌کند. او از بی‌شرمی و بی‌وفایی آن فرد می‌نالد و دردهای عاطفی و روحی که تحمل کرده را توصیف می‌کند. در پایان، شاعر به فردی که به او آزار نرسانده، آفرین می‌گوید و با مقایسه، ظلم معشوق را برجسته می‌سازد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و توصیف رنج‌های روحی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و آشنایی با مفاهیم پیچیده‌تر ادبیات کلاسیک دارد.

شماره ۱۳۸۰ - بشست از دیده شرم و از حیا روی

بشست از دیده شرم و از حیا روی
فغان از دست آن بی شرم دلخوی ۱

چه مایه رنج دیدم از جفایش
کشیدم بس بلا از فعل بدگوی ۲

چه خون از دست جورش در جگر رفت
چه اشک از دیده ها در رفت در جوی ۳

به میدان جفا دیدی که خوردیم
بسی چوگان غم زان دست و بازوی ۴

درآمد عقل سرگردانم از پای
به سر گردیدم اندر خاک چون گوی ۵

نیامد هیچ وقت اندر دماغم
ز باغ مهربانیش یکی بوی ۶

هزارت آفرین بر جان و تن باد
که آزارم نجستی یک سر موی ۷

تو بیداد آنچه بتوانست کردی
نگفتی چون کنم من روی در روی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۷۹ - جانا چه شد که بنده نوازی نمی کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸۱ - گر به چوگانم ز خود رانی چو گوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.