هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق یار مینالد و از درد دوری شکایت میکند. او از معشوق میخواهد که به او ترحم کند و بار دیگر به دیدارش بیاید. شاعر معشوق را بهعنوان نور چشم و پادشاه زیبایی توصیف میکند و از او میخواهد که به حالش نظر کند.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابلدرک و مناسب است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابلدرک نباشد.
شماره ۱۴۰۰ - تا کی بود دو چشمت در عین دلربایی
تا کی بود دو چشمت در عین دلربایی
وآنگه کند ز پیشم او میل بر جدایی ۱
دردست در دل من باشد علاج وصلش
بر من ترحّمی کن چون درد را دوایی ۲
طاقم ز صبر جانا طاقت نماند یارا
دوری مجو ز پیشم چون نور چشم مایی ۳
ای سرو راست قامت تا کی کنم قیامت
از روی لطف خواهم روزی ز در درآیی ۴
گر یک نظر به حالم اندازی ای پری روی
ای نور هر دو دیده لطفی بود خدایی ۵
تو پادشاه حسنی بر حال ما نظر کن
در کوی شاه ما را رسمی بود گدایی ۶
وآنگه کند ز پیشم او میل بر جدایی ۱
دردست در دل من باشد علاج وصلش
بر من ترحّمی کن چون درد را دوایی ۲
طاقم ز صبر جانا طاقت نماند یارا
دوری مجو ز پیشم چون نور چشم مایی ۳
ای سرو راست قامت تا کی کنم قیامت
از روی لطف خواهم روزی ز در درآیی ۴
گر یک نظر به حالم اندازی ای پری روی
ای نور هر دو دیده لطفی بود خدایی ۵
تو پادشاه حسنی بر حال ما نظر کن
در کوی شاه ما را رسمی بود گدایی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹۹ - بیا جانا که دردم را دوایی
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰۱ - بتا بدمهر و سنگین دل چرایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.