هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و فراق سخن میگوید و از درد دوری و نگاه بیاعتنای معشوق شکایت دارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند زلف معشوق و چشم شوخ او، احساسات خود را بیان میکند و از جهان به دلیل بیعدالتی شکوه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۴۰۳ - بیا که با تو نداریم دست بالایی
بیا که با تو نداریم دست بالایی
چرا به خون دل من دو دست آلایی ۱
دلم ز دست فراق تو خون شود آنگه
بگو چرا تو به زجرم ز دیده پالایی ۲
گذر به جانت ما کن چرا که از تو سزد
نظر به ما که تو سرو بلند بالایی ۳
ز بوی زلف تو بگریخت آهوی ختنی
به چشم شوخ تو دادست رسم شهلایی ۴
عبیر و عنبر و کافور و مشک و سنبل تر
به جعد زلف تو دادند اسم لالایی ۵
ز حد گذشت فراق رخت بیا ورنی
دوتا کنم ز غم تو قبای یک لایی ۶
جهان ز پای درآمد بگیر دستش را
ز دست جور که کردست چرخ والایی ۷
چرا به خون دل من دو دست آلایی ۱
دلم ز دست فراق تو خون شود آنگه
بگو چرا تو به زجرم ز دیده پالایی ۲
گذر به جانت ما کن چرا که از تو سزد
نظر به ما که تو سرو بلند بالایی ۳
ز بوی زلف تو بگریخت آهوی ختنی
به چشم شوخ تو دادست رسم شهلایی ۴
عبیر و عنبر و کافور و مشک و سنبل تر
به جعد زلف تو دادند اسم لالایی ۵
ز حد گذشت فراق رخت بیا ورنی
دوتا کنم ز غم تو قبای یک لایی ۶
جهان ز پای درآمد بگیر دستش را
ز دست جور که کردست چرخ والایی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰۲ - دلم شکسته چو زلف بتان یغمایی
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰۴ - چنین بیگانه وش آخر چرایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.