هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد دل و رنج عشق نافرجام میگوید. او از جور یار و بیوفایی او شکایت دارد و دلربایی معشوق را توصیف میکند. شاعر با تشبیه معشوق به گل، نشان میدهد که زیبایی او نیز مانند گل گذرا است. در پایان، شاعر از تنهایی و نداری خود در برابر پادشاهی دل سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۴۰۵ - بربود از من دل دل ربائی
بربود از من دل دل ربائی
جز وصل او نیست دل را دوایی ۱
درد دل من از جور یارست
سر بکند هم روزی ز جایی ۲
دیدم رخش را دانم که روزی
از دیده آید بر من بلایی ۳
تشبیه کردم گل را به رویش
دیدم ندارد چندان بقایی ۴
کشتی نگارا بیچارگان را
واجب نباشد بی خون بهایی ۵
ای دل بیا تا با هم بگوییم
درد دل خود از بی وفایی ۶
تو پادشاهی لیکن نباشد
اندر جهانت چون من گدایی ۷
جز وصل او نیست دل را دوایی ۱
درد دل من از جور یارست
سر بکند هم روزی ز جایی ۲
دیدم رخش را دانم که روزی
از دیده آید بر من بلایی ۳
تشبیه کردم گل را به رویش
دیدم ندارد چندان بقایی ۴
کشتی نگارا بیچارگان را
واجب نباشد بی خون بهایی ۵
ای دل بیا تا با هم بگوییم
درد دل خود از بی وفایی ۶
تو پادشاهی لیکن نباشد
اندر جهانت چون من گدایی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰۴ - چنین بیگانه وش آخر چرایی
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰۶ - مائیم و سر کوی تو جانا و گدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.