هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر عمق احساسات شاعر به معشوق است که او را جان و درمان دردها، سامان زندگی، و نور چشم خود می‌داند. شاعر از فراق معشوق رنج می‌برد و وصال او را آرزو می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد که معمولاً از سن نوجوانی به بعد شکل می‌گیرد.

شماره ۱۴۰۸ - ای مرا پیوند جان جانم تویی

ای مرا پیوند جان جانم تویی
چان چه ارزد جان و جانانم تویی ۱

ای بسا دردی که دارم از فراق
یک زمان بازآ که درمانم تویی ۲

بی وصالت [نیست] سامانی مرا
هم سری ما را و سامانم تویی ۳

گر حیاتی هست ما را ز آن لبست
جان به تو زنده ست و جانانم تویی ۴

باغ جان را نیست رونق بی قدت
واپس آ چون سرو بستانم تویی ۵

من شده پروانه ی سوزان تو
در نظر شمع شبستانم تویی ۶

بی رخت در چشم جانم نور نیست
در جهان بین ماه تابانم تویی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۰۷ - آمد به مشامم ز سر زلف تو بویی
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰۹ - ای روان گشته ز چشمم ز فراقت جویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.