هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از تجربهی عرفانی خود با شراب به عنوان نمادی از عشق الهی سخن میگوید. او از حالات روحی و احساسات خود در مواجهه با این تجربه صحبت میکند و به فقر و وارستگی در راه عشق الهی اشاره میکند. شاعر تأکید میکند که برای رسیدن به این حالت، باید از تعلقات دنیوی دست شست و به فقر و وارستگی روی آورد.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۴۳۷ - ترسا بچهٔ شکر لبم دوش
ترسا بچهٔ شکر لبم دوش
صد حلقهٔ زلف در بناگوش ۱
صد پیر قوی به حلقه میداشت
زان حلقهٔ زلف حلقه در گوش ۲
آمد بر من شراب در دست
گفتا که به یاد من کن این نوش ۳
در پرده اگر حریف مایی
چون مینوشی خموش و مخروش ۴
زیرا که دلی نگشت گویا
تا مرد زبان نکرد خاموش ۵
دل چون بشنود این سخن زود
ناخورده شراب گشت مدهوش ۶
چون بستدم آن شراب و خوردم
در سینهٔ من فتاد صد جوش ۷
دادم همه نام و ننگ بر باد
کردم همه نیک و بد فراموش ۸
از دست بشد مرا دل و جان
وز پای درآمدم تن و توش ۹
یک قطره از آن شراب مشکل
آورد دو عالمم در آغوش ۱۰
یک ذره سواد فقر در تافت
شد هر دو جهان از آن سیهپوش ۱۱
جانم ز سر دو کون برخاست
در شیوهٔ فقر شد وفا کوش ۱۲
هر که بخرد به جان و دل فقر
بر جان و دلش دو کون بفروش ۱۳
ور دین تو نیست دین عطار
کفر آیدت این حدیث منیوش ۱۴
صد حلقهٔ زلف در بناگوش ۱
صد پیر قوی به حلقه میداشت
زان حلقهٔ زلف حلقه در گوش ۲
آمد بر من شراب در دست
گفتا که به یاد من کن این نوش ۳
در پرده اگر حریف مایی
چون مینوشی خموش و مخروش ۴
زیرا که دلی نگشت گویا
تا مرد زبان نکرد خاموش ۵
دل چون بشنود این سخن زود
ناخورده شراب گشت مدهوش ۶
چون بستدم آن شراب و خوردم
در سینهٔ من فتاد صد جوش ۷
دادم همه نام و ننگ بر باد
کردم همه نیک و بد فراموش ۸
از دست بشد مرا دل و جان
وز پای درآمدم تن و توش ۹
یک قطره از آن شراب مشکل
آورد دو عالمم در آغوش ۱۰
یک ذره سواد فقر در تافت
شد هر دو جهان از آن سیهپوش ۱۱
جانم ز سر دو کون برخاست
در شیوهٔ فقر شد وفا کوش ۱۲
هر که بخرد به جان و دل فقر
بر جان و دلش دو کون بفروش ۱۳
ور دین تو نیست دین عطار
کفر آیدت این حدیث منیوش ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۶ - آخر ای صوفی مرقع پوش
گوهر بعدی:غزل ۴۳۸ - مست شدم تا به خرابات دوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.