هوش مصنوعی: این متن شعری است که از خواننده می‌خواهد در برابر سختی‌ها و جفاهای یار صبور باشد و از ترس و نگرانی دوری کند. شاعر تأکید می‌کند که برای رسیدن به وصال یار، باید از ننگ و عار نترسید و با شجاعت و ایمان به پیش رفت. همچنین، با اشاره به منصور حلاج و عطار، از خواننده می‌خواهد که به حقیقت وجودی خود ایمان داشته باشد و از تهدیدات و سختی‌ها نهراسد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند «اناالحق» و اشاره به منصور حلاج ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و نیازمند توضیح بیشتر باشد.

غزل ۴۴۰ - ای دل ز جفای یار مندیش

ای دل ز جفای یار مندیش
در نه قدم و ز کار مندیش ۱

جویندهٔ در ز جان نترسد
گل می‌طلبی ز خار مندیش ۲

با پنجهٔ شیر پنجه می‌زن
از کام و دهان مار مندیش ۳

مردانه به کوی یار درشو
از خنجر هر عیار مندیش ۴

گر نیل وصال یار باید
از گفتن ننگ و عار مندیش ۵

چون با تو بود عنایت یار
گر خصم بود هزار مندیش ۶

چون یافته‌ای جمال او را
از گشتن سنگسار مندیش ۷

منصور تویی بزن اناالحق
تسلیم شو و ز دار مندیش ۸

عطار تویی چو ماه و خورشید
در تاب زهر غبار مندیش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۹ - دلی کامد ز عشق دوست در جوش
گوهر بعدی:غزل ۴۴۱ - دلا در سر عشق از سر میندیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.