هوش مصنوعی:
شاعر در خواب یار خود را میبیند و با تصویر نارنج و لب شیرین او مشغول است، اما ناگهان از خواب میپرد و متوجه میشود که تنها سرانگشت خود را گاز گرفته است.
رده سنی:
15+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و خیالی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای شاعرانه ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۳۱ - من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
نارنج زنخدان تو در مشتم بود ۱
دیدم که همی گزم لب شیرینت
از خواب پریدم سرانگشتم بود ۲
نارنج زنخدان تو در مشتم بود ۱
دیدم که همی گزم لب شیرینت
از خواب پریدم سرانگشتم بود ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - تا در دل من پیام تو خواهد بود
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - امشب مه ده چار بیاراسته بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.