هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از غلام (خدمتکار) می‌خواهد که قدحی می بیاورد و از گذر سریع عمر و ناپایداری دنیا سخن می‌گوید. شاعر به غلام توصیه می‌کند که از دردهای زندگی نهراسد و به جای نگرانی، از زندگی لذت ببرد. همچنین، شاعر به ناپایداری دنیا و بی‌فایده بودن مال و ملک در برابر مرگ اشاره می‌کند و از غلام می‌خواهد که از دنیا فاصله بگیرد و به گوشه‌نشینی روی آورد.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند مرگ و ناپایداری دنیا نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

غزل ۴۵۶ - صبح رخ از پرده نمود ای غلام

صبح رخ از پرده نمود ای غلام
چند کنی گفت و شنود ای غلام ۱

دیر شد آخر قدحی می بیار
چند زنم بانگ که زود ای غلام ۲

درد خرابات مپیمای کم
هین که بسی درد فزود ای غلام ۳

در دلم آتش فکن از می که می
آینهٔ دل بزدود ای غلام ۴

آتش تر ده به صبوحی که عمر
می‌گذرد زود چو دود ای غلام ۵

عمر تو چون اول افسانه‌ای
هرچه همی بود نبود ای غلام ۶

روی زمین گر همه ملک تو شد
در پی تو مرگ چه سود ای غلام ۷

پشت بده زانکه بلایی دگر
هر نفست روی نمود ای غلام ۸

گوشه‌نشین باش که چوگان چرخ
گوی ز پیش تو ربود ای غلام ۹

دانهٔ امید چه کاری که دهر
دانهٔ ناکشته درود ای غلام ۱۰

صد قدح خونش بباید کشید
هر که دمی خوش بغنود ای غلام ۱۱

بر دل عطار فلک هر نفس
صد در اندوه گشود ای غلام ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۵ - عشق جانی داد و بستد والسلام
گوهر بعدی:غزل ۴۵۷ - گشت جهان همچو نگار ای غلام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.