هوش مصنوعی:
این شعر از درد و رنج دوری از وطن و عشق میگوید. شاعر از خستگی راه و بیاعتنایی دیگران به رنجهایش شکایت دارد، اما عشق را زبانی میداند که تنها آگاهان آن را درک میکنند. او با وجود محرومیتها، به امید نگاهی از میان دیوارها بسنده میکند و در پایان، از سوزش درونی و نیاز به بیان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد که معمولاً در سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، برخی از اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱ - منزل بسی دور و بپا ما را شکسته خارها
منزل بسی دور و بپا ما را شکسته خارها
واماندگان را مهلتی ای کاروان سالارها ۱
آگاه زرنج بادیه باشند واپس ماندگان
محمل نشینان را چه غم باشد ز زخم خارها ۲
هر کس که در این کاروان فهمد زبان عشق را
داند که در بانگ جرس پنهان بود گفتارها ۳
گو باغبان بر روی ما بندد در گلزار را
ما را نگاهی بس بود از رخنه دیوارها ۴
با این قد رعنا اگر برطرف گلشن بگذری
بندد ز طوق قمریان سرو چمن زنارها ۵
عمری طبیب از گفتگو خاموش بودم این زمان
شد آب از سوز دلم مهر لب اظهارها ۶
واماندگان را مهلتی ای کاروان سالارها ۱
آگاه زرنج بادیه باشند واپس ماندگان
محمل نشینان را چه غم باشد ز زخم خارها ۲
هر کس که در این کاروان فهمد زبان عشق را
داند که در بانگ جرس پنهان بود گفتارها ۳
گو باغبان بر روی ما بندد در گلزار را
ما را نگاهی بس بود از رخنه دیوارها ۴
با این قد رعنا اگر برطرف گلشن بگذری
بندد ز طوق قمریان سرو چمن زنارها ۵
عمری طبیب از گفتگو خاموش بودم این زمان
شد آب از سوز دلم مهر لب اظهارها ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر بعدی:شماره ۲ - درماندگی خود به که گوییم خدا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.