درباره طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود.
طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کوچیدند و در آن شهر مسکن گزیدند. پدرش میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی بود و خود او نیز طبیب و ندیم نادرشاه افشار. بعد از نادرشاه، کلانتر اصفهان شد و پس از چندی این کار را به برادرش میرزا عبدالوهاب واگذاشت و خود با شاعران و ادیبان اصفهان، هاتف، عاشق، آذر، مشتاق و صهبا معاشرت کرد.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - منزل بسی دور و بپا ما را شکسته خارها شماره ۲ - درماندگی خود به که گوییم خدا را شماره ۳ - جا در صف عشاق مده اهل هوس را شماره ۴ - چون خواهم با سگانش گرم سازم آشنائی را شماره ۵ - چون از طرف چمن آن سرو سیمین‌بر شود پیدا شماره ۶ - از هجر بت یگانه ما شماره ۷ - نیست هرگز ببد و نیک جهان کار مرا شماره ۸ - دارد بسحر دعا اثرها شماره ۹ - به همواری تهی کن از غم لیلی و شان دل را شماره ۱۰ - چو نیست دسترسم آنکه بوسم آن پارا شماره ۱۱ - مسکینی و غریبی از حد گذشت ما را شماره ۱۲ - افزوده غمی چون به غم دیگرم امشب شماره ۱۳ - ز چشم خونفشان خویش دارم چشم از آن امشب شماره ۱۴ - دربان نکند جرأت و خاصان ملک هست شماره ۱۵ - رفته عمر و نیم جانی مانده است شماره ۱۶ - دل غمدیده به دنبال کسی افتادست شماره ۱۷ - از غم لیلی بوادی گرچه مجنون میگریست شماره ۱۸ - ما را دگر زیار؛ تمنا نمانده است شماره ۱۹ - گر چه ما را دسترس بر دامن آن ماه نیست شماره ۲۰ - تا به من از ناز ساقی سرگران افتاده است شماره ۲۱ - دیگر دلم خدنگ جفا را نشان شدست شماره ۲۲ - عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست شماره ۲۳ - از حال ما چه پرسی ای بی‌وفا که چون است شماره ۲۴ - برگیر مهر از آنکه به کام دل تو نیست شماره ۲۵ - سینه گرم و مژه خونبار و سحر نزدیکست شماره ۲۶ - هر کسی را که چو من دیده خونباری هست شماره ۲۷ - کاروان عشق را بانگ درای دیگرست شماره ۲۸ - دلتنگم و پرواز گلستان هوسم نیست شماره ۲۹ - میرسد یار و دریغا سروسامانم نیست شماره ۳۰ - هر دم بگوشه ای ز خیالت وطن گرفت شماره ۳۱ - رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست شماره ۳۲ - ما را که با تو غیر وفا در میانه نیست شماره ۳۳ - چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت شماره ۳۴ - چون رحمتت فزاید بر عذرخواهی ای دوست شماره ۳۵ - کسی راه غمش را سر نبردست شماره ۳۶ - در حلقه خوبان چو تو یک عربده جو نیست شماره ۳۷ - رفت حسن تو و عشقت به دل من باقیست شماره ۳۸ - چو بگذری به تل عاشقان دکانی هست شماره ۳۹ - زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست شماره ۴۰ - ما وشکن دامی و فریاد و دگر هیچ شماره ۴۱ - بگلشنی که زرویت نقاب می افتد شماره ۴۲ - از کین گر آن بیدادگر بر سینه ام خنجر زند شماره ۴۳ - برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند شماره ۴۴ - صیاد را نگر که چه بیداد می کند شمارهٔ ۴۵ - نوایی شماره ۴۶ - از تو چون هر نفسم بر فلک افغان نرسد شماره ۴۷ - عاشقان را نگر از خاره تنی ساخته اند شماره ۴۸ - گله ام از تو مپندار که از دل برود شماره ۴۹ - روزی که دور از برم آن خوشخرام شد شماره ۵۰ - بمن از ناز نگاهش نگرید شماره ۵۱ - آنان که برخسار تو چون من نگرانند شماره ۵۲ - دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد شماره ۵۳ - از خشم و کین نگاه تو کارم بجان رسد شماره ۵۴ - مرا بتیست که دلها ازین ستم شکند شماره ۵۵ - خط بر رخ یار خوش نباشد شماره ۵۶ - دل سوخت از شتاب و بدلبر نمی رسد شماره ۵۷ - دارم نظری با گل کو روی ترا ماند شماره ۵۸ - از دیده ام فکندی وهنگام آن نبود شماره ۵۹ - آن صبح امیدی که بدوران تو یابند شماره ۶۰ - ساختی خوارم، بعاشق گلعذاران این کنند؟ شماره ۶۱ - مرا در سینه دل چون نافه تا پر خون نخواهد شد شماره ۶۲ - کجا کسی غم شبهای تار من دارد شماره ۶۳ - جدا از روی تو چشمم چو خونفشان گردد شماره ۶۴ - هر که از خون جگر چون لاله ساغر می کشد شماره ۶۵ - ترسم که چو جانم زتن زار برآید شماره ۶۶ - گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد شماره ۶۷ - گفتی که با دلت غم هجران چه می کند شماره ۶۸ - گو روزگار هرچه تواند بما کند شماره ۶۹ - ترک چشمش که قصد جان دارد شماره ۷۰ - مائیم و فراق دیده ای چند شماره ۷۱ - گرنه گل ناله ای از مرغ چمن گوش کند شماره ۷۲ - تا قیامت دمد از خاک من خون آلود شماره ۷۳ - آنان که در طلب به پی دل نمی رسند شماره ۷۴ - من آن صیدم که از ضعفم نفس بیرون نمی آید شماره ۷۵ - فریاد من به چرخ نه هر دم نمی‌رسد شماره ۷۶ - نه همین ز آتش عشقت دل ما می سوزد شماره ۷۷ - مرغی که بکوی تو ز پرواز نشیند شماره ۷۸ - در آن گلشن که گلچین در بروی باغبان بندد شماره ۷۹ - از آن آهم ز دل مشکل برآید شماره ۸۰ - کدام شب که فغانم بآسمان نرسد شماره ۸۱ - زبامی چو بینم که ماهی برآید شماره ۸۲ - مرا کام دل گر زیاری برآید شماره ۸۳ - می رود از خویش دل چون دیده حیران می شود شماره ۸۴ - تا بدلجوئی من لعل تو خندان نشود شماره ۸۵ - هرگز بیاد ما زر و گوهر نمی رسد شماره ۸۶ - گفتی از جور فراقت چه بمن می گذرد شماره ۸۷ - قسمتم کاش بآنکوی کشد دیگر بار شماره ۸۸ - بدل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوشتر شماره ۸۹ - قسمتم گرمی بازار نگردد هرگز شماره ۹۰ - ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز شماره ۹۱ - دل عاشق نمی گردد براحت مهربان هرگز شماره ۹۲ - صید دلم که باشد ازو خون روان هنوز شماره ۹۳ - هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کس شماره ۹۴ - چون ناله ز جور تو ستمگر نکند کس؟ شماره ۹۵ - تیغ از میان به قصد من ناتوان مکش شماره ۹۶ - چه دامست این که هر مرغی که می گردد گرفتارش شماره ۹۷ - بمن آن بیوفا یارب که بادا خاطر شادش شماره ۹۸ - سر منزل سلمی که منم دل نگرانش شماره ۹۹ - زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف شماره ۱۰۰ - نگشاید دلم از وصل بهجران نزدیک شماره ۱۰۱ - سوی تو عجب نیست اگر میکشدم دل شماره ۱۰۲ - چه خواهد شد اگر سلطان دهد گوشی بفرمانم شماره ۱۰۳ - در دل اگر باشدم غیر وصال توکام شماره ۱۰۴ - مپسند از درت ای دوست غمین برخیزم شماره ۱۰۵ - از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم شماره ۱۰۶ - صبح محشر که من از خواب گران برخیزم شماره ۱۰۷ - چون شکوه از جفای تو بنیاد می کنم شماره ۱۰۸ - رحمی، رحمی که از کنارم شماره ۱۰۹ - ما غمزدگان چون زدل آهنگ برآریم شماره ۱۱۰ - زهجرانت سخن هر شب که با دل در میان دارم شماره ۱۱۱ - بی تو خود را بسکه از تاب و توان انداختم شماره ۱۱۲ - بصد بلا زغمت گرچه مبتلا شده ام شماره ۱۱۳ - شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم شماره ۱۱۴ - گذارد کی مرا سودای عشق از جوش بنشینم شماره ۱۱۵ - بهتر آنست که پا از سر بازار کشم شماره ۱۱۶ - جز این که در فراق تو خاکی بسر کنم شماره ۱۱۷ - خوش آن خلوت که چون آئی بروی غیر در بندم شماره ۱۱۸ - چه خونها در دل ایام کردیم شماره ۱۱۹ - آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منم شماره ۱۲۰ - نمودی گاه زلف عنبرین گه خال مشگینم شماره ۱۲۱ - حکایتها که بعد از من تو خواهی گفت با خاکم شماره ۱۲۲ - نیست مهر تو متاعی که بجان بفروشم شماره ۱۲۳ - خاک درت بمژگان خوش آنکه رفته باشم شماره ۱۲۴ - باین خوشم که زدردت بدیده خواب ندارم شماره ۱۲۵ - بسکه دیدم سست عهدی از تو دل برداشتم شماره ۱۲۶ - غافل مشو از حال من بی سروسامان شماره ۱۲۷ - نهانی رازهای دوستداران شماره ۱۲۸ - نگارینا دل پر درد من بین شماره ۱۲۹ - هر کرا یاری برای خویشتن شماره ۱۳۰ - دل می برد دل ای هوشمندان شماره ۱۳۱ - ز بیدادت ننالد چون دل من؟ شماره ۱۳۲ - از سر کوی تو دردا که من دل نگران شماره ۱۳۳ - خفتن نتوان درین گلستان شماره ۱۳۴ - چه خوشست از تو گاهی مژه نیم باز کردن شماره ۱۳۵ - جانا در انتظار تو شد روزگار من شماره ۱۳۶ - اگر از حال ما پرسی بپرس از طره ی جانان شماره ۱۳۷ - از برت کی من به این الفت جدا خواهم شدن شماره ۱۳۸ - بر من نیندازد نظر بی اعتباری را ببین شماره ۱۳۹ - شب چو بمیرم به سر کوی تو شماره ۱۴۰ - دارم به چمن چه کار، بی تو شماره ۱۴۱ - یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته شماره ۱۴۲ - از نفس گرم من عالمی افروخته شماره ۱۴۳ - آرد شبیخون چون هجرت ای ماه شماره ۱۴۴ - شدیم پیرو بدل داغ آن جوان مانده شماره ۱۴۵ - ای که بر خاک شهیدان گذر انداخته‌ای شماره ۱۴۶ - از ما نهفته با دگران یار بوده ای شماره ۱۴۷ - از ما درین گلستان جویند گر نشانی شماره ۱۴۸ - از باده عشرت تو و رخسار چو ماهی شماره ۱۴۹ - از می لعل بکف تا دو سه جامی داری شماره ۱۵۰ - بصید جسته از دامی چه خوش میگفت صیادی شماره ۱۵۱ - بساقی گفت در میخانه مستی شماره ۱۵۲ - ببخشا ای که میر کاروانی شماره ۱۵۳ - تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی شماره ۱۵۴ - چو باشد مایل بیداد شاهی شماره ۱۵۵ - چنین که باغم گرفته ام خو مخوان ببزمم به میگساری شماره ۱۵۶ - حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی شماره ۱۵۷ - دلی دارم که دارد اضطرابی شماره ۱۵۸ - رفتند همرهان و تو در فکر منزلی شماره ۱۵۹ - زصید من چه شود گر عنان بگردانی شماره ۱۶۰ - ز نکویی آنچه باید همه را تمام داری شماره ۱۶۱ - کردیم شبی روز غریبانه بدامی شماره ۱۶۲ - مشکل که دهد دست مرا با تو وصالی شماره ۱۶۳ - مسلمانان مرا حال تباهی شماره ۱۶۴ - یاد آرای ستمگر از حال خاکساری