هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و رنج ناشی از بیوفایی معشوق مینویسد. او از غصهها و دلخرابیهایش سخن میگوید و اشاره میکند که عشق کامل همسایهی جنون است. همچنین، از جفای دشمن و دردهای عشقی که در اشکهایش نمایان است، یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و غمگین است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۳ - از حال ما چه پرسی ای بیوفا که چون است
از حال ما چه پرسی ای بیوفا که چون است
دارم دل خرابی از غصه تو خونست ۱
از شغل می پرستی بازم مدار ناصح
چون عشق کامل افتاد همسایه جنونست ۲
هرگز به دل ندارم کین از جفای دشمن
در وی درو نماند این کاسه سرنگونست ۳
دارد طبیب عشقی پیداست از سرشگش
از پرده دل آید اشکی که لاله گونست ۴
دارم دل خرابی از غصه تو خونست ۱
از شغل می پرستی بازم مدار ناصح
چون عشق کامل افتاد همسایه جنونست ۲
هرگز به دل ندارم کین از جفای دشمن
در وی درو نماند این کاسه سرنگونست ۳
دارد طبیب عشقی پیداست از سرشگش
از پرده دل آید اشکی که لاله گونست ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - برگیر مهر از آنکه به کام دل تو نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.