هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم دوری از یار و احساس تنهایی و حسرت خود میگوید. او از رفتن و بازگشتن بیثمرش سخن میگوید و از این که دیگر مانند گذشته به کوی یار باز نمیگردد اظهار ناراحتی میکند. شاعر از خواریهای بسیار و نبود گل در باغ زندگی شکایت دارد و با یادآوری خاطرات گذشته، درد فراق را بیشتر احساس میکند. او از نداشتن جرأت برای بیان شکوههایش مینالد و حسرت روزهای خوش گذشته را میخورد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۱ - رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست
رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست
رفتنم از کوی او این بار چون هر بار نیست ۱
گر روم کمتر بکویش به که در کویش مرا
باعث خواری بجز آمد شد بسیار نیست ۲
ریخت از گلبن گل و افغان که ما را باغبان
رخصت نظاره داد اکنون که گل دربار نیست ۳
مشت خاکی کز پس عهدی فشاندی بر سرم
می شناسم ای صبا، از آستان یار نیست ۴
ای خوش آن شوقی که هر کس حلقه ای بر در زند
درگمان افتم که آمد یار و دانم یار نیست ۵
آه ازین حسرت که از بیداد درد دل طبیب
شکوه ها دارم نهان و جرأت اظهار نیست ۶
رفتنم از کوی او این بار چون هر بار نیست ۱
گر روم کمتر بکویش به که در کویش مرا
باعث خواری بجز آمد شد بسیار نیست ۲
ریخت از گلبن گل و افغان که ما را باغبان
رخصت نظاره داد اکنون که گل دربار نیست ۳
مشت خاکی کز پس عهدی فشاندی بر سرم
می شناسم ای صبا، از آستان یار نیست ۴
ای خوش آن شوقی که هر کس حلقه ای بر در زند
درگمان افتم که آمد یار و دانم یار نیست ۵
آه ازین حسرت که از بیداد درد دل طبیب
شکوه ها دارم نهان و جرأت اظهار نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - هر دم بگوشه ای ز خیالت وطن گرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - ما را که با تو غیر وفا در میانه نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.