هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق عمیق و عرفانی خود سخن میگوید که با وجود رنجها و ناامیدیها، همچنان به آن وفادار است. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید و بیان میکند که هرچند در این راه سختیهای بسیاری کشیده، اما عشق او پایدار و جاودانه است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۴۸۳ - عزم عشق دلستانی داشتم
عزم عشق دلستانی داشتم
وقف کردم نیم جانی داشتم ۱
صد هزاران سود کردم در دو کون
گر ز عشق تو زیانی داشتم ۲
چون شدم با عشق رویش همنفس
هر نفس تازه جهانی داشتم ۳
در صفات روی چون خورشید او
سر مگر بر آسمانی داشتم ۴
لیک چون رویش بدیدم ذرهای
گنگ گشتم گر زبانی داشتم ۵
مدتی پنداشتم کز وصل او
یا نصیبی یا نشانی داشتم ۶
چون نگه کردم همه پندار بود
یا خیالی یا گمانی داشتم ۷
با سر هر موی زلفش تا ابد
سرگذشت و داستانی داشتم ۸
لیک دل پرغصه رفتم زیر خاک
قصهٔ دل چون نهانی داشتم ۹
خواستم تا راز خود پنهان کنم
هر سرشکی ترجمانی داشتم ۱۰
چون ندیدم خویش را در خورد او
این مصیبت هر زمانی داشتم ۱۱
موج میزد درد و زاری چون رباب
گر رگی بر استخوانی داشتم ۱۲
بر تن عطار هر مویی که بود
در خروشی و فغانی داشتم ۱۳
وقف کردم نیم جانی داشتم ۱
صد هزاران سود کردم در دو کون
گر ز عشق تو زیانی داشتم ۲
چون شدم با عشق رویش همنفس
هر نفس تازه جهانی داشتم ۳
در صفات روی چون خورشید او
سر مگر بر آسمانی داشتم ۴
لیک چون رویش بدیدم ذرهای
گنگ گشتم گر زبانی داشتم ۵
مدتی پنداشتم کز وصل او
یا نصیبی یا نشانی داشتم ۶
چون نگه کردم همه پندار بود
یا خیالی یا گمانی داشتم ۷
با سر هر موی زلفش تا ابد
سرگذشت و داستانی داشتم ۸
لیک دل پرغصه رفتم زیر خاک
قصهٔ دل چون نهانی داشتم ۹
خواستم تا راز خود پنهان کنم
هر سرشکی ترجمانی داشتم ۱۰
چون ندیدم خویش را در خورد او
این مصیبت هر زمانی داشتم ۱۱
موج میزد درد و زاری چون رباب
گر رگی بر استخوانی داشتم ۱۲
بر تن عطار هر مویی که بود
در خروشی و فغانی داشتم ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۲ - از می عشق تو چنان مستم
گوهر بعدی:غزل ۴۸۴ - دوش چشم خود ز خون دریای گوهر یافتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.