هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او از رنجهای عشق و فداکاریهای خود میگوید و از معشوق میخواهد که با او بماند. شاعر همچنین به بیثباتی احساسات و سردرگمی خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و فداکاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲ - بیا بنشین که دلها بی تو برخاست
بیا بنشین که دلها بی تو برخاست
دمی با ما دل سنگین بکن راست ۱
من اندیشم که جان بر تو فشانم
مشو از جای کین اندیشه برجاست ۲
ز تو جورست با ما و غمی نیست
اگر خواهی غرامت نیز بر ماست ۳
دمم دادی و من چون شهد خوردم
ندانم کان چه شوخی وین چه سود است؟ ۴
ز من جان خواستی جان را چه قدرست؟
تو بنشین کز سر جان بر توان خاست ۵
بیفکن سایه بر کارم که بی تو
چو سایه کار من افتاده در پاست ۶
مجیر از عمر حاصل خواست وصلت
بنامیزد چنان آمد که او خواست ۷
دمی با ما دل سنگین بکن راست ۱
من اندیشم که جان بر تو فشانم
مشو از جای کین اندیشه برجاست ۲
ز تو جورست با ما و غمی نیست
اگر خواهی غرامت نیز بر ماست ۳
دمم دادی و من چون شهد خوردم
ندانم کان چه شوخی وین چه سود است؟ ۴
ز من جان خواستی جان را چه قدرست؟
تو بنشین کز سر جان بر توان خاست ۵
بیفکن سایه بر کارم که بی تو
چو سایه کار من افتاده در پاست ۶
مجیر از عمر حاصل خواست وصلت
بنامیزد چنان آمد که او خواست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱ - سوخت دل از عشق دوست دوست دمی در نساخت
گوهر بعدی:شماره ۳ - آب آن عارض خرم برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.