هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، به توصیف زیبایی‌های معشوق و دردهای عشق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند زلف پرپیچ و تاب، عارض مانند برگ سمن، و گل خودرو، زیبایی معشوق را ستایش می‌کند. همچنین، از شکسته شدن عهد و دل‌سوختگی خود می‌گوید و با وجود تلخی سخنان معشوق، شیرینی آن را می‌ستاید. در پایان، شمع ختن را به عنوان نمادی از معشوق معرفی می‌کند و از ناتوانی در بیان احساسات خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۸ - آن زلف پر از پیچ و شکن را چه توان گفت؟

آن زلف پر از پیچ و شکن را چه توان گفت؟
وان عارض چون برگ سمن را چه توان گفت؟ ۱

رویش چمن و رنگ رخ او گل خودروست
با آن گل خودروی چمن را چه توان گفت؟ ۲

عهد دل دلسوخته بشکست و دلم بست
دل بستن آن عهد شکن را چه توان گفت؟ ۳

هر چند سخنهاش همه تلخ چو زهرست
شیرینی آن تلخ سخن را چه توان گفت؟ ۴

شمع ختنش گویم و دانم که خطا نیست
جز شمع ختن شمع ختن را چه توان گفت؟ ۵

گفتی که مجیر این همه سوزی و نگویی
ای تنگدل آن تنگ دهن را چه توان گفت؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷ - زلف کافرکیش تو آیین ایمان بر گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - ای شب خجل ز مویت گل تنگ دل ز رویت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.