هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر غم و اندوه عمیق شاعر است که با وجود تلاشها، کاهش نمییابد. شاعر از دلهایی سخن میگوید که با درد او همدردی نمیکنند و از جفا و ناپایداری در جهان شکایت دارد. همچنین، او به زیبایی و تأثیرگذاری معشوق اشاره میکند که حتی با وجود جفا، از حسن او کم نمیشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند جفا و ناپایداری دنیا نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.
شماره ۲۰ - غمی دارم که هرگز کم نگردد
غمی دارم که هرگز کم نگردد
دلی داری که گرد غم نگردد ۱
به جان زخم ترا مرهم که باید؟
اگر هم زخم تو مرهم نگردد ۲
هنوز آن دل بود در دام عالم
که او با درد تو همدم نگردد ۳
ز لب صفرای من بشکن میندیش
که سور هیچ کس ماتم نگردد ۴
چنانسازی به مویی کار صد دل
که از حسن تو مویی کم نگردد ۵
جفا کن گر کنی کاری که امروز
وفا در خطه عالم نگردد ۶
مجیر از هیچ کس خرم نگشته است
تو خوش بنشین که از تو هم نگردد ۷
دلی داری که گرد غم نگردد ۱
به جان زخم ترا مرهم که باید؟
اگر هم زخم تو مرهم نگردد ۲
هنوز آن دل بود در دام عالم
که او با درد تو همدم نگردد ۳
ز لب صفرای من بشکن میندیش
که سور هیچ کس ماتم نگردد ۴
چنانسازی به مویی کار صد دل
که از حسن تو مویی کم نگردد ۵
جفا کن گر کنی کاری که امروز
وفا در خطه عالم نگردد ۶
مجیر از هیچ کس خرم نگشته است
تو خوش بنشین که از تو هم نگردد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - ای شب خجل ز مویت گل تنگ دل ز رویت
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - ز عشقت دل مسلم برنگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.