هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از درد عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از نرسیدن به معشوق و رنجهای عشق شکایت دارد و بیان میکند که بدون یاری معشوق، هیچ درمانی برای دردش وجود ندارد. همچنین، او از بیوفایی و جفای معشوق گلایه میکند و امیدوار است که روزی به وصال برسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و ارتباط باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۹ - با سر زلف تو مرا کار به جایی نرسد
با سر زلف تو مرا کار به جایی نرسد
درد مرا گر تو تویی از تو دوایی نرسد ۱
از تو هر آن روز که من گل به وفا می طلبم
شب نرسد تا به دلم خار جفایی نرسد ۲
در غم آنم که شود عمر من از دست چو گل
وز چمن وصل توان مهر گیایی نرسد ۳
نیست عجب گر نرسد گوهر وصل تو به من
ملک سلیمان چه عجب گر به گدایی نرسد ۴
بر سر شاخی که ازو بوی وفای تو دمد
من نرسم که بر فلک بی سر و پایی نرسد ۵
بی تو مجیرست و لبی مانده دعای تو درو
که دست او در غم تو جز به دعایی نرسد ۶
درد مرا گر تو تویی از تو دوایی نرسد ۱
از تو هر آن روز که من گل به وفا می طلبم
شب نرسد تا به دلم خار جفایی نرسد ۲
در غم آنم که شود عمر من از دست چو گل
وز چمن وصل توان مهر گیایی نرسد ۳
نیست عجب گر نرسد گوهر وصل تو به من
ملک سلیمان چه عجب گر به گدایی نرسد ۴
بر سر شاخی که ازو بوی وفای تو دمد
من نرسم که بر فلک بی سر و پایی نرسد ۵
بی تو مجیرست و لبی مانده دعای تو درو
که دست او در غم تو جز به دعایی نرسد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - دل سوختست چون به وصالت نمی رسد
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - عقل من در عشق خواری می کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.