هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و دوری از معشوق مینالد و از این که هیچ کس نمیتواند پیام غم و دلتنگی او را به معشوق برساند، شکایت میکند. شاعر از دوری و نرسیدن به وصال معشوق سخن میگوید و از زبان و جان خود میخواهد که پیامش را به معشوق برسانند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۳۵ - جانا خبر وصل تو زی ما که رساند؟
جانا خبر وصل تو زی ما که رساند؟
یا قصه ما سوی تو تنها که رساند؟ ۱
توتوست چو دفتر غم ما از هوس آنک
زینجا به تو طومار غم ما که رساند؟ ۲
اینجا که منم طمع وصال تو محال است
وآنجا که تویی حال من آنجا که رساند؟ ۳
دورست بخارا نرسد پیش تو اما
سوزنده بخاری به بخارا که رساند؟ ۴
جان رفت و زبان را سخن اینست که یارب
زی مادم جان بخش مسیحا که رساند؟ ۵
هر مرغ که بد در ره عشق تو پرافگند
اکنون به تو نامه که دهد یا که رساند؟ ۶
امروز مجیر است ز غم با نفس سرد
تا خود نفس سرد به فردا که رساند؟ ۷
یا قصه ما سوی تو تنها که رساند؟ ۱
توتوست چو دفتر غم ما از هوس آنک
زینجا به تو طومار غم ما که رساند؟ ۲
اینجا که منم طمع وصال تو محال است
وآنجا که تویی حال من آنجا که رساند؟ ۳
دورست بخارا نرسد پیش تو اما
سوزنده بخاری به بخارا که رساند؟ ۴
جان رفت و زبان را سخن اینست که یارب
زی مادم جان بخش مسیحا که رساند؟ ۵
هر مرغ که بد در ره عشق تو پرافگند
اکنون به تو نامه که دهد یا که رساند؟ ۶
امروز مجیر است ز غم با نفس سرد
تا خود نفس سرد به فردا که رساند؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴ - خوش است حسن تو تا دل ز یار بستاند
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - با که گشایم نفس کاهل صفایی نماند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.