خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد هجران و عشق ناکام خود میگوید و با تصاویری مانند شمع سوخته و مرغ جان، رنج خود را بیان میکند. او از معشوق میخواهد که به درد او رسیدگی کند و اشاره میکند که تنها سوختگان میتوانند عمق رنج او را درک کنند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵ - شمع دل را شب هجران تو سر سوخته ام
شمع دل را شب هجران تو سر سوخته ام
مرغ جان را گه سودای تو پر سوخته ام ۱
تو چه دانی که من از دست شکر خنده تو؟
چند بر مجمر غم همچو شکر سوخته ام؟ ۲
ای بسا روز که من پیش خیال تو چو شمع
تا به شب مرده و شب تا به سحر سوخته ام ۳
زان مفرح که به دل سوختگان از تو رسد
شربتی ده به من آخر که جگر سوخته ام ۴
مرغ عشق تو منم زانکه در آتشگه غم
بهتر آن روز شمردم که بتر سوخته ام ۵
قدر سوز تو چه دانند ازین مشتی خام؟
هم مرا سوز که صد بار دگر سوخته ام ۶
ور نه هر لحظه مجیر از غمت این خواهد گفت
شمع دل را شب هجران تو سر سوخته ام ۷
مرغ جان را گه سودای تو پر سوخته ام ۱
تو چه دانی که من از دست شکر خنده تو؟
چند بر مجمر غم همچو شکر سوخته ام؟ ۲
ای بسا روز که من پیش خیال تو چو شمع
تا به شب مرده و شب تا به سحر سوخته ام ۳
زان مفرح که به دل سوختگان از تو رسد
شربتی ده به من آخر که جگر سوخته ام ۴
مرغ عشق تو منم زانکه در آتشگه غم
بهتر آن روز شمردم که بتر سوخته ام ۵
قدر سوز تو چه دانند ازین مشتی خام؟
هم مرا سوز که صد بار دگر سوخته ام ۶
ور نه هر لحظه مجیر از غمت این خواهد گفت
شمع دل را شب هجران تو سر سوخته ام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - دوش دلبند من آن مهر گسل
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - مگذار تا توانی کز غم فغان برآرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.