هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و غمهای ناشی از آن سخن میگوید. او از آتش درون و فریادهایش میترسد و آرزو میکند که بتواند با وصال معشوق، آرامش یابد. همچنین، از روزهای گذشته عبور کرده و اکنون تسلیم غم شده است. در نهایت، به امید بازگشت به سوی معشوق، دل را به رشوت میسپارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و دانش ادبی دارند.
شماره ۴۶ - مگذار تا توانی کز غم فغان برآرم
مگذار تا توانی کز غم فغان برآرم
ترسم کز آتش دل دود از جهان برآرم ۱
آبی بر آتشم زن ورنه به آه سینه
بس گرد فتنه هر شب کز آسمان برآرم ۲
عمرم به وصل بستان کاین دولتم نباشد
کز جیب عشق سودی بی صد زیان برآرم ۳
جان خواستی غمت را گو پای بر کران نه
تا من به جان سپردن دست از میان برآرم ۴
از روز رفته بگذر کاکنون به شحنه غم
دل می دهم به رشوت تا کار جهان برآرم ۵
افغان من به بوسی در لب شکن که گردون
با فتنه سر در آرد گر من فغان برآرم ۶
گفتی مجیر ازین در کی باز گردد آخر
آنگه که پای دل را زان آستان برآرم ۷
ترسم کز آتش دل دود از جهان برآرم ۱
آبی بر آتشم زن ورنه به آه سینه
بس گرد فتنه هر شب کز آسمان برآرم ۲
عمرم به وصل بستان کاین دولتم نباشد
کز جیب عشق سودی بی صد زیان برآرم ۳
جان خواستی غمت را گو پای بر کران نه
تا من به جان سپردن دست از میان برآرم ۴
از روز رفته بگذر کاکنون به شحنه غم
دل می دهم به رشوت تا کار جهان برآرم ۵
افغان من به بوسی در لب شکن که گردون
با فتنه سر در آرد گر من فغان برآرم ۶
گفتی مجیر ازین در کی باز گردد آخر
آنگه که پای دل را زان آستان برآرم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - شمع دل را شب هجران تو سر سوخته ام
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - نصیحت می کنم دل را که دامن درکش از یارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.