هوش مصنوعی: این شعر از فراق و درد عشق سخن می‌گوید. شاعر از شکستن دل در فراق معشوق، ناامیدی از وصال، و بی‌وفایی یار شکایت دارد. او از زخم‌های عشق و تأثیر آن بر دل و جان خود می‌نویسد و حتی فلک را نیز در این درد شریک می‌داند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۵۲ - فراقت نیش غم ما را چنان در جان شکست ای جان

فراقت نیش غم ما را چنان در جان شکست ای جان
که گفتی تیر جست از شست و در سندان شکست ای جان ۱

ندید از کان عشق ای بت دل من گوهر وصلت
که دل را با تو هم زاول گهر در کان شکست ای جان ۲

چو در زلفت نهادم دل برفتی زلف بشکستی
بدان تا با خم زلفت دلم یکسان شکست ای جان ۳

چو تو زخمم زدی بر دل من افغان بر فلک بردم
فلک را پشت و ما را دل بدین سان زان شکست ای جان ۴

لب و چشم ترا پیمان و ایمان بود لیک اکنون
هم این زنار بست ای دل هم آن پیمان شکست ای جان ۵

به جان گر بوسه ای خواهم ز تو زنهار تا ندهی
که کالای ترا از بهر خود نتوان شکست ای جان ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۱ - می در فگن به جام که مست شبانه ایم
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - از زلف سر شکسته یکی حلقه در شکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.