هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام و رنج‌های عاطفی سخن می‌گوید. شاعر از فراق یار و سوختن در آتش غم می‌نالد و احساس می‌کند که جان و دلش در این رنج مشترک سوخته است. او خود را به شمعی تشبیه می‌کند که از سر تا پا سوخته، و از بی‌عدالتی در جهان شکایت دارد که دشمن شادمان است و او غمگین. شعر با تصاویری از سوختن و رنج، احساس عمیق تنهایی و ناامیدی را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، رنج عشق و ناامیدی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی کلاسیک برای نوجوانان کم‌سن‌وسال کمتر قابل درک خواهد بود.

شماره ۵۷ - بی تو مرا یار کیست جان ستم سوخته؟

بی تو مرا یار کیست جان ستم سوخته؟
در گذر از دل که هست ز آتش غم سوخته ۱

عود و شکر سوختن هر دو بهم عادت است
دارم از آن جان و دل هر دو بهم سوخته ۲

شمع روان روی تست پس من بیدل چرا؟
راست چو شمعم ز فرق تا به قدم سوخته ۳

خصم ز تو شاد و من غمزده، ناخوش بود
شاخ خسک آبدار باغ ارم سوخته ۴

دست ستم سوخته است این دل خام مرا
گویی بینم چو دل دست ستم سوخته ۵

تا ز فراقت مجیر در دهن اژدهاست
هست طناب سپهر جمله به دم سوخته ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۶ - داد دلم به دست غم طره دلربای تو
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - مکن ای دوست دوای من دلریش بده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.