هوش مصنوعی: شاعر از معشوق خود می‌خواهد که با بوسه‌هایش درد دلش را تسکین دهد، اما از این می‌ترسد که معشوق در عوض جان و دلش را طلب کند. او همچنین از زیبایی معشوق می‌گوید و از چشم‌بد می‌ترسد. شاعر از معشوق می‌خواهد که به او محبت کند و از زلف‌هایش رهایش سازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'چشم بد' و 'دلریش' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارند.

شماره ۵۸ - مکن ای دوست دوای من دلریش بده

مکن ای دوست دوای من دلریش بده
پرده زین بیش مدر بوسه ازین بیش بده ۱

به دل و جان بخرم بوسه ولی ترسم از آن
که تو گویی که بیا جان و دل از پیش بده ۲

نعمت حسن ترا چشم بد اندر طلب است
هان و هان قسمت درویش به درویش بده ۳

چونکه دانم ندهی بوسه مرا از پی آنک
مردمی کن ز پی رغم بداندیش بده ۴

چون مجیر از گره زلف تو دیوانه شده است
از سر زلف گشایی کن و بندیش بده ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۷ - بی تو مرا یار کیست جان ستم سوخته؟
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - ای گرد صبح صادق از مشگ وام کرده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.