خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج عشق ناکام و بیوصال را بیان میکند. شاعر از غم و اندوه عشق شکایت دارد و آرزو میکند که راهی جز وصل معشوق وجود داشت. او از بیوفایی دنیا و نبود یاری از سوی فلک مینالد و احساس میکند که فداکاریهایش بیحاصل بوده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، این نوع اشعار کلاسیک معمولاً برای نوجوانان و بزرگسالان جذابیت بیشتری دارد.
شماره ۶۶ - دریغا قصه دردت چنین مشکل نبایستی
دریغا قصه دردت چنین مشکل نبایستی
ره درد ترا جز وصل تو منزل نبایستی ۱
اگر چه غرقه شد کشتی به دریای غمت دل را
کنارم هر شبی از دیده چون ساحل نبایستی ۲
مرا بهر رضای تو دلی بایستی انده کش
غلط گفتم که با این غم مرا خود دل نبایستی ۳
چو کردم حاصل عمرم فدای خاک پاک تو
دل سرگشته از وصل تو بی حاصل نبایستی ۴
مجیر خسته در کارت ندیدست از فلک یاری
تو گر زو غافلی شاید فلک غافل نبایستی ۵
ره درد ترا جز وصل تو منزل نبایستی ۱
اگر چه غرقه شد کشتی به دریای غمت دل را
کنارم هر شبی از دیده چون ساحل نبایستی ۲
مرا بهر رضای تو دلی بایستی انده کش
غلط گفتم که با این غم مرا خود دل نبایستی ۳
چو کردم حاصل عمرم فدای خاک پاک تو
دل سرگشته از وصل تو بی حاصل نبایستی ۴
مجیر خسته در کارت ندیدست از فلک یاری
تو گر زو غافلی شاید فلک غافل نبایستی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵ - چه بد کردم که پیمانم شکستی
گوهر بعدی:شماره ۶۷ - گر چشم شوخ تو ز جفا خفته نیستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.