خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از غم و اندوه خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و وفادار باشد. او از بیوفایی و جفای معشوق شکایت دارد و آرزو میکند که معشوق او را در آغوش بگیرد و از محرومیتش بکاهد.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و شکایت از بیوفایی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۴ - گر تو آنجا که تویی انده ما داشتیی
گر تو آنجا که تویی انده ما داشتیی
دل ما در غم و اندوه چرا داشتیی؟ ۱
همه غمخوارگی من ز جفا جویی تست
من چه غم داشتمی گر تو وفا داشتیی؟ ۲
موج خون می زندم چشم و نکردی گله هم
گر تو گوشی به من غم زده وا داشتیی ۳
محرم وصل ندانم که کرا خواهی داشت؟
سخت محروم کسم کاش مرا داشتیی ۴
گر مجیرت نشدی دستخوش انصاف بده
تو چنین سر زده و خوار کرا داشتیی؟ ۵
دل ما در غم و اندوه چرا داشتیی؟ ۱
همه غمخوارگی من ز جفا جویی تست
من چه غم داشتمی گر تو وفا داشتیی؟ ۲
موج خون می زندم چشم و نکردی گله هم
گر تو گوشی به من غم زده وا داشتیی ۳
محرم وصل ندانم که کرا خواهی داشت؟
سخت محروم کسم کاش مرا داشتیی ۴
گر مجیرت نشدی دستخوش انصاف بده
تو چنین سر زده و خوار کرا داشتیی؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳ - ای به حسن آفت جهان که تویی
گوهر بعدی:شماره ۷۵ - می دان که باز راه ستم بر گرفته ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.