هوش مصنوعی: این شعر از عاشقانه‌های کلاسیک فارسی است که در آن شاعر از رنج‌های عشق و ستم‌های معشوق شکایت می‌کند. او از دل‌شکستگی، بی‌وفایی و جفای معشوق می‌گوید و با زبانی پر از درد و غم، احساسات خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه‌ی عمیق و دردناک است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۷۵ - می دان که باز راه ستم بر گرفته ای

می دان که باز راه ستم بر گرفته ای
کز پیش گوش زلف به خم بر گرفته ای ۱

دریاب کار خود که ز ما دل ربوده ای
دزدیده مهر خاتم جم بر گرفته ای ۲

هر جا که بند غم به دلی بر نهاده ای
صد سلسله ز پای ستم بر گرفته ای ۳

گفتی جفا و جور بهم بر توان گرفت
رفتی وفا و مهر بهم بر گرفته ای ۴

خاک توایم خون دل ما مریز از آنک
ما را ز خاک نز پی غم بر گرفته ای ۵

راضی است دل به عشوه خشک و حدیث تر
وین قاعده به دور تو هم بر گرفته ای ۶

بشکسته ای زیاده ز دلها دل مجیر
پس در بهای وصل به کم بر گرفته ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۴ - گر تو آنجا که تویی انده ما داشتیی
گوهر بعدی:شماره ۷۶ - تا بسته بند زلف پریشان گشاده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.