هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به زیباییهای معشوق و دردهای عاشق اشاره دارد. شاعر از گشودگی زلف معشوق، بسته بودن دلش به او، و گشودگی رگ جانش سخن میگوید. همچنین، از شکسته شدن عهدها و گشودگی درهای فراق به جای وصال گلایه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۷۶ - تا بسته بند زلف پریشان گشاده ای
تا بسته بند زلف پریشان گشاده ای
صد نافه مشگ بر گل خندان گشاده ای ۱
ما را که دست بر رگ صد دل نهاده ایم
دل بسته ای به زلف و رگ جان گشاده ای ۲
سینه مکن به بستن دل زان قبل که تو
دل بسته ای نه ملک خراسان گشاده ای ۳
خندی ز گریه من و آنگه گمان بری
کاب بقا ز چشمه حیوان گشاده ای ۴
بستیم عهد که دل نشکنی دگر
چونست پس که گوی گریبان گشاده ای؟ ۵
گفتیم که بر مجیر گشایی در وصال
تو هر چه در فراق درست آن گشاده ای ۶
صد نافه مشگ بر گل خندان گشاده ای ۱
ما را که دست بر رگ صد دل نهاده ایم
دل بسته ای به زلف و رگ جان گشاده ای ۲
سینه مکن به بستن دل زان قبل که تو
دل بسته ای نه ملک خراسان گشاده ای ۳
خندی ز گریه من و آنگه گمان بری
کاب بقا ز چشمه حیوان گشاده ای ۴
بستیم عهد که دل نشکنی دگر
چونست پس که گوی گریبان گشاده ای؟ ۵
گفتیم که بر مجیر گشایی در وصال
تو هر چه در فراق درست آن گشاده ای ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵ - می دان که باز راه ستم بر گرفته ای
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - انصاف داده ام که به خوبی یگانه ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.