هوش مصنوعی:
شاعر از غم و اندوهی که در دل دارد سخن میگوید و به فردی به نام "فقاعی" اشاره میکند که در زمان وفاداری، تخم تبهکاری کاشته است. شاعر از دلی میگوید که سالها به روی این فرد باز بوده، اما اکنون سخنان وصال او را بر یخ نوشته است، یعنی بیاعتبار و ناپایدار میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی پیچیده مانند خیانت و بیوفایی است که درک آنها برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل فهم نباشد.
شماره ۳۷ - با من غمت ای فقاعی حور سرشت
با من غمت ای فقاعی حور سرشت
هنگام وفا تخم تبهکاری کشت ۱
آن دل که فقاع از تو گشودی همه سال
اکنون سخن وصل تو بر یخ بنوشت ۲
هنگام وفا تخم تبهکاری کشت ۱
آن دل که فقاع از تو گشودی همه سال
اکنون سخن وصل تو بر یخ بنوشت ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - هر زخم جفایی که فلک پنهان داشت
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - دل در غم تو نقش امان جست و نیافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.