هوش مصنوعی: شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که حاضر است جان خود را فدا کند، اما از این که به وصال معشوق نرسیده، احساس شرم می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۱۶ - جان خواست ز من دوش بت دلگسلم

جان خواست ز من دوش بت دلگسلم
گفتم بدهم باز نفرمود دلم ۱

یعنی نرسد به وصل رویش بی جان
واکنون که برم جان که ز رویش خجلم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۵ - ماییم درین زمانه سر دفتر غم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷ - پیوسته ز روزگار دشمن کامم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.