هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و جدایی از معشوق میگوید. او از نبودن معشوق و بیقراری خود سخن میگوید و بیان میکند که بدون معشوق، حتی در دو جهان نیز زنده نخواهد ماند. شاعر از صبر و ناتوانی در تحمل این درد میگوید و آرزوی رسیدن به جاودانگی و رهایی از این رنج را دارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۵۷ - از عشق در اندرون جانم
از عشق در اندرون جانم
دردی است که مرهمی ندانم ۱
بی روی کسی که کس ندید است
خونابه گرفت دیدگانم ۲
از بس که نشان از بجستم
نه نام بماند و نه نشانم ۳
گویند که صبر کن ولیکن
چون صبر نماند چون توانم ۴
جانا چو تو از جهان برونی
جان گیر و برون بر از جهانم ۵
زین مظلم جای خانهٔ دیو
برسان به بقای جاودانم ۶
بی تو نفسی به هر دو عالم
زنده بنمانم ار بمانم ۷
تا عشق تو در نوشت لوحم
مانند قلم به سر دوانم ۸
عطار به صبر تن فرو ده
تا علم یقین شود عیانم ۹
دردی است که مرهمی ندانم ۱
بی روی کسی که کس ندید است
خونابه گرفت دیدگانم ۲
از بس که نشان از بجستم
نه نام بماند و نه نشانم ۳
گویند که صبر کن ولیکن
چون صبر نماند چون توانم ۴
جانا چو تو از جهان برونی
جان گیر و برون بر از جهانم ۵
زین مظلم جای خانهٔ دیو
برسان به بقای جاودانم ۶
بی تو نفسی به هر دو عالم
زنده بنمانم ار بمانم ۷
تا عشق تو در نوشت لوحم
مانند قلم به سر دوانم ۸
عطار به صبر تن فرو ده
تا علم یقین شود عیانم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۶ - چو خود را پاک دامن می ندانم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۸ - چون نام تو بر زبان برانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.