هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از فراق یار و دردهای عشق شکایت میکند. او از دوری معشوق، زخمهای دل و نبود مرهم میگوید و در عین حال به امید دیدار دوباره و آرزوی پیروزی و سربلندی اشاره میکند. همچنین در بخشهایی از شعر، مدح و ستایشی از پادشاه یا شخصی بلندمرتبه به چشم میخورد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شمارهٔ ۱۵ - مطلع ثانی
کجا شد آنکه مرا خان بدو بدی خوش و خرم
که تا شد او دل و چشمم تباه شد ز تف و نم ۱
ز هجر آن لب نوشین که بود همدم جانم
دلم برید و ز چشمم بریده می نشود دم ۲
دلم ز حسرت خالش چو خال اوست پر از خون
قدم ز فرقت زلفش چو زلف اوست پر از خم ۳
دلم نماند ز عشقش ولی بماند غم دل
بدان دلی که ندارم به چند گونه خورم غم ۴
مراست تا بشد از من نوازش بم و زیرم
خروش زارتر از زیر و ناله صعب تر از بم ۵
به داغ اوست مرا جان وز او نیافته درمان
به زخم اوست مرا دل وز او نیافته مرهم ۶
ز دوست دورم و دارم تنی به رنج معذب
ز یار فردم و دارم دلی به درد متهم ۷
لحرقتی لحبیبی یذم من هو ید زی
لشفقتی لعشیقی یلوم مق هو یعلم ۸
اذالبلاء به روحی دنا فقلت تفضل
اذالعناء لقلبی دعا فقلت تقدم ۹
فان بعثت کتابی، فقد ندی و تعدی
وان طلبت جوابا فقد اوتی و تبرم ۱۰
اگر چه گشت پریشان نشاط من ز غم او
امید هست که آید به فر شاه فراهم ۱۱
جهان فر و فراست خجسته پور فریدون
که از سموم نهیبش شود نسیم سماسم ۱۲
زهی تن تو منزه ز شکل های مزور
خهی دل تو مصفا ز فعلهای مذمم ۱۳
بروز تا ملک چین شود سوار بر اشهب
چو شاه هند سحر گه شود پیاده ز ادهم ۱۴
به پشت اشهب و ادهم رسیده باد بر تو
ز هند و چین همه ساله خراج و باج دمادم ۱۵
همیشه از پی نصرت فضای تیر تو صافی
مدام بر سر دشمن قضای تیغ تو مبرم ۱۶
از اختلاف عناصر تن حسود تو مضطر
ز انتقال طبایع دل عدوت مخیم ۱۷
ز بوم صحن سرایت بهشت گوشه گلشن
به سوی بام جلالت سپهر پایه سلم ۱۸
ظفر به تیغ تو غالب هنر ز رای تو خیره
فلک به قدر تو اعلا جهان به جاه تو خرم ۱۹
که تا شد او دل و چشمم تباه شد ز تف و نم ۱
ز هجر آن لب نوشین که بود همدم جانم
دلم برید و ز چشمم بریده می نشود دم ۲
دلم ز حسرت خالش چو خال اوست پر از خون
قدم ز فرقت زلفش چو زلف اوست پر از خم ۳
دلم نماند ز عشقش ولی بماند غم دل
بدان دلی که ندارم به چند گونه خورم غم ۴
مراست تا بشد از من نوازش بم و زیرم
خروش زارتر از زیر و ناله صعب تر از بم ۵
به داغ اوست مرا جان وز او نیافته درمان
به زخم اوست مرا دل وز او نیافته مرهم ۶
ز دوست دورم و دارم تنی به رنج معذب
ز یار فردم و دارم دلی به درد متهم ۷
لحرقتی لحبیبی یذم من هو ید زی
لشفقتی لعشیقی یلوم مق هو یعلم ۸
اذالبلاء به روحی دنا فقلت تفضل
اذالعناء لقلبی دعا فقلت تقدم ۹
فان بعثت کتابی، فقد ندی و تعدی
وان طلبت جوابا فقد اوتی و تبرم ۱۰
اگر چه گشت پریشان نشاط من ز غم او
امید هست که آید به فر شاه فراهم ۱۱
جهان فر و فراست خجسته پور فریدون
که از سموم نهیبش شود نسیم سماسم ۱۲
زهی تن تو منزه ز شکل های مزور
خهی دل تو مصفا ز فعلهای مذمم ۱۳
بروز تا ملک چین شود سوار بر اشهب
چو شاه هند سحر گه شود پیاده ز ادهم ۱۴
به پشت اشهب و ادهم رسیده باد بر تو
ز هند و چین همه ساله خراج و باج دمادم ۱۵
همیشه از پی نصرت فضای تیر تو صافی
مدام بر سر دشمن قضای تیغ تو مبرم ۱۶
از اختلاف عناصر تن حسود تو مضطر
ز انتقال طبایع دل عدوت مخیم ۱۷
ز بوم صحن سرایت بهشت گوشه گلشن
به سوی بام جلالت سپهر پایه سلم ۱۸
ظفر به تیغ تو غالب هنر ز رای تو خیره
فلک به قدر تو اعلا جهان به جاه تو خرم ۱۹
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۹
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۴ - قصیده
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۶ - قصیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.